تعلق خاطر کارکنان: تسلط بر پنج عنصر آن

تعلق خاطر کارکنان: تسلط بر پنج عنصر آن

تسلط در زمینۀ تعلق خاطر کارکنان یکی از مهمترین اهدافی است که هر سازمانی ممکن است برای حصول آن تلاش کند. نیروی کار با تعلق خاطر زیاد عملکرد بسیار بهتری دارد که برای همکاران، مدیران، مشتریان و حتی ذی‌نفعان سازمان سودمند است. تعلق خاطر کارکنان چندوجهی است و غالباً فهم آن دشوار است. با این حال، یادگیری نحوۀ تسلط بر این پنج عنصر و برقراری تعادل میان آنها به ایجاد محیطی کمک می‌کند که در آن تعلق خاطر رشد می‌کند و شکوفا می‌شود.

شناخت شدن

شناخته شدن یک عامل کلیدی در تعلق خاطر کارکنان است. کارکنانی که که برای مشارکتشان شناخته می شوند می توانند سازمان و تیمشان را بیشتر به پیش ببرند. عادی سازی شناخت شدن کارکنان در جمع به عنوان یک عنصر کلیدی  در فرهنگ سازمانی سطح رضایتمندی برای انجام خوب یک شغل را بهبود می دهد. به کارگیری سیستم های (نرم افزار و ابزار وب محور) شناختی می­ تواند آسان، کارا و اثربخش باشد تا اطمینان یابیم مشارکت های کوچک و بزرگ در یک لحظه قابل تشخیص باشد.

 

پاداش

پاداش یکی از عناصر تعلق خاطر کارکنان است که تسلط بر آن بیش از همه دشوار است. دریافت پاداش اشتباه ممکن است خلاقیت را نابود کند و خروجی کارکنان را دقیقاً به همان چیزی محدود کند که از آنها خواسته شده است. در صورت دادن پاداش درست، کارکنان را ترغیب می‌کنید که همواره عملکرد خوبی داشته باشند. نکتۀ کلیدی در واقع درک اهمیت زمان‌بندی، فرازونشیب‌ها و فرق بین عوامل انگیزه‌بخشدرونی (تحقق درونی) و خارجی (تحقق خارجی) و نحوۀ تأثیر این عوامل بر عملکرد کارکنان است.

 

رفاقت/فرهنگ

داشتن دوست در محل کار یکی از قویترین عوامل تعیین‌کننده در زمینۀ لذت بردن فرد از کار است. بسیاری از کارکنان دوست دارند که حقوق کمتری دریافت کنند، ولی در محیطی دوستانه کار کنند. به این موضوع فکر کنید که سازه‌های سازمان‌تان به چه شکلی تعامل دوستانۀ پایدار را بین کارکنان تقویت یا تضعیف می‌کنند. ایجاد فضاها، رویدادها و شیوه‌هایی درون دفتر که موجب تعامل می‌شوند باعث رفاقت بیشتر کارکنان می‌شود و به تزریق روحیۀ تیمی کمک می‌کند.

 

هدف

کار کردن هدفمند یکی از عمیق‌ترین و پایدارترین عوامل انگیزه‌بخش است. اگر پاداش و تقدیر را سوختِ آتش تعلق خاطر کارکنان بدانیم، هدف همانند آتش‌زنه عمل می‌کند. هدف عامل انگیزه‌بخش درونی است. یعنی، از درون فرد می‌آید و لزوماً به فرد داده نمی‌شود. گرچه، نمی‌توانید به فرد هدف ببخشید، می‌توانید در درک و فهم هدف به او کمک کنید. اثرات مثبت کار فرد را بر همکارانش، شرکت و دنیای اطراف به او نشان دهید تا درکی از هدف بدست آورد.

 

استقلال

تا کنون، بدون اینکه نیش و کنایه‌ای در کار باشد، به کسی گفته‌اید یا از کسی شنیده‌اید که «خیلی خوشحالم که مدیرم تمام کارهایم را زیر ذره‌بین دارد؟» دلیل این موضوع مشخص است. کارکنان خواهان احساس استقلال هستند و از آن بهره می‌برند. کارکنان مدرن، چه در خصوص انتخاب رویکردشان نسبت به وظیفه و چه در مورد زمان و مکان انجام کار، انتظار دارند که استقلال بیشتری داشته باشند. هر جا که می‌توانید، همۀ تلاش خودتان را انجام دهید تا کارکنان استقلال داشته باشند. وقتی کارکنان درگیر قوانین و روش‌های کار دست‌وپاگیر خیلی زیادی نیستند، راهکارهای خلاقانه‌ای پیدا می‌کنند. لازلو باک در کتاب جدید پرفروشش به نام قواعد کار به خوانندگانش پیشنهاد می‌کند که:

«به افراد سازمان اندکی بیشتر از آنچه راحتید اعتماد کنید و به آنها آزادی و اختیارات بدهید. اگر زیاد عصبی نشدید، بدانید که به اندازۀ کافی به کارکنان اعتماد نکرده‌اید و به آنها آزادی و اختیار نداده‌اید».

این پنج عنصر در کنار یکدیگر اکوسیستمی را می‌سازند که به تعلق خاطر کارکنان کمک و آن را تقویت می‌کنند. تلاش کنید که تسلط بیشتری بر تمام این این عناصر پیدا کنید و ماهرانه تعادل بهتری بین آنها برقرار کنید تا بتوانید از قدرت واقعی درون این عناصر بهره‌مند شوید.

منبع: bonus

بدون دیدگاه

ارسال پاسخ